خرید بک لینک
1
Posted By: 1 2017/09/26

سرطان را بیماری قرن و دومین عامل مرگ و میر بشر پس از بیماریهای قلب و عروق دانستهاند. میزان ابتلا به سرطان در ایران و جهان رو به افزایش بوده پیشبینی میشود سرعت رشد سرطان در میان جمعیت از ۱۴میلیون مورد جدید در سال، در دههی اول سال ۲۰۰۰ میلادی به ۲برابر این تعداد در دههی سوم خواهد رسید. در سال ۲۰۱۵ میلادی بیش از ۹۰ میلیون نفر دچار سرطان بوده اند٬ ۱۴میلیون مورد جدید در سال بوجود آمده و حدود ۹ میلیون مرگ و میر (۱۵.۷٪) انسانها در نتیجهی سرطان بوده است.[۱] میزان مرگ و میر ناشی از این بیماری نیز علیرغم هزینههای سرسامآور جانی و مالی برای به بازار عرضه کردن داروها و روشهای جدید درمانی همچنان رو به افزایش خواهد داشت. عرضه و استفادهی متداول از روشهای تکنولوژیک گران قیمت و گسترش یابنده که احتمال تشخیص سرطان در مراحل اولیهتر را بالا میبرد عملاً بهبود چندانی در میزان مرگ و میر ناشی از سرطانهای مختلف در سطح جهانی حاصل نیاوردهاند. سرطانهای متداول در آقایان سرطان ریه (که همچنین بالاترین میزان مرگ و میر را داراست) پروستات، رودهی بزرگ و سرطان معده میباشند. در خانمها بیشترین میزان سرطانها به ترتیب سرطان سینه، رودهی بزرگ، ریه و رحم هستند. در کودکان سرطان حاد خون یا لوسمی (Acute lymphoblastic leukemia) و سرطان مغز بیشترین تعداد مبتلایان را در بر میگیرند. در ایران در سالهای اخیر سرطان معده و روده بزرگ علاوه بر سایر سرطانها رو به افزایش بوده که در ادامه به علل آن پرداخته خواهد شد. در امریکا میزان ۲۵٪ از مرگ و میر انسانها به واسطهی سرطان است. سرطان ریه ۳۰٪ از این میزان را به خود اختصاص میدهد. [۲] سرطان بیماری تقسیم و رشد سریع و غیرقابل کنترل سلولهای غیرنرمال در بخشی از بدن تعریف 1 که توانایی رشد بیحد و تجاوز و گسترش به نقاط دیگر بدن را دارد. اما باید دانست که در حقیقت سلولهای سرطانی همه روزه در بدن ما تشکیل میشوند و بدن این سلولها را توسط مکانیزمهای مختلف تصحیح و ترمیم کرده و یا از بین میبرد. سرطان خود  بیماری نیست. بیماری بدنی است که بیمار است و در نتیجه زمینه را برای رشد یا عدم کنترل سلولهای سرطانی بوجود میاورد. سلولهای سرطانی هر روزه در بدن ما به مقادیر قابل توجهی و در نتیجهی فعل و انفعالات مختلف درون سلولی تشکیل میگردند. تعداد این سلولهای غیرنرمال ِ تولید شده را چند ده هزار در روز تخمین زدهاند. بدن برای مبارزه، از بین بردن و نابودی این سلولها طراحی گردیده است. اما زمانیکه به دلیل عوامل مختلف محیطی درونی و بیرونی، بدن التهابی گردیده قدرت ترمیم، تصحیح و پاکسازی کامل را از دست میدهد٬آنگاه سلولهای سرطانی در این زمین التهابی و آماده، شروع به تقسیم و رشد نموده نهایتاً تودهی سرطانی را بوجود میآورند. باید دانست که همهی تودهها٬ تومورهای سرطانی نبوده خاصیت متاستاز ندارند. سرطان به تودهای اطلاق میشود که خاصیت متاستاز به دیگر نقاط بدن را دارد و اینهم باز بستگی به شرایط درونی بدن دارد که به سلولهای سرطانی اجازهی متاستاز و رشد و نمو در دیگر اعضاء بدن را میدهد. آمار رسمی حدود ۲۰٪ مرگ و میرهای ناشی از سرطان را به سیگار نسبت دادهاند و باید توجه داشت که این تنها مربوط به مرگ و میر ناشی از سرطان ریه نمیباشد. چاقی، عدم فعالیت بدنی، تغذیهی نادرست، مصرف مواد حیوانی و مصرف الکل را عامل مستقیم بسیاری از سرطانها میدانند. چنانکه خواهیم دید اینها خود از عوامل اصلی ایجاد بدنی بیمار و اسیدی و خارج از تعادل میباشند که چنانکه ذکر شد زمینهی ایجاد انواع بیماری از جمله سرطان را بوجود میآورند. از عوامل دیگر که در ایجاد سرطان نقش دارند آلودگیهای زیست محیطی[۳] از جمله مواد شیمیایی مختلف که به اشکال متفاوت در بخشهای مختلف زندگی روزمرهی ما نقش دارند میباشند. انواع اشعههای رادیواکتیو، اشعهی ایکس و کلیهی اشعههایی که باعث یونیزه کردن سلولها میگردند (ionizing radiation) در ایجاد سرطان نقش دارند. بدین ترتیب بسیاری از سرطانها با رعایت اصول سالم و طبیعیِ زیستن قابل پیشگیری میباشند. تنها حدود ۵٪ سرطانها ارثی بوده و در اثر عوامل ژنتیکی موروثی از پدر و مادر و خانواده بوجود میآیند[۴]. سرطان علیرغم اینکه ابتدا در یک عضو خاص ظاهر میگردد بیماری کل سیستم بدن میباشد. یعنی نه به معنای بیمار بودن یا اختلال در یک عضو خاص بلکه به معنای بیمار بودن کل بدن میباشد. چون سرطان بیماری یک عضو خاص نبوده و حاصل وجود زمینهی بیماری در بدنی التهابی و خارج از تعادل میباشد، بنابراین درمان آن نیازمند ریشه کن کردن بیماری و از بین بردن عوامل بوجود آمدن سرطان است. جراحی و قطع عضوی که سرطان در آن ظاهر گردیده و یا بمباران کردن آن عضو با اشعههای مختلف، باعث ازبین بردن سرطان نمیگردد. شیمی درمانی نیز نه تنها باعث مسمومیت کل بدن و ضعف و تخریب سیستم ایمنی (یعنی همان سیستمی که بدن برای مبارزه با سلولهای سرطانی بیش از همه به آن نیاز دارد) میگردد، بلکه عامل اصلی ایجاد بیماری در بدن را از بین نبرده بنابراین زمینهی گسترش بیماری در بدن و امکان بازگشت مجدد سرطان در همان عضو یا اعضاء دیگر را آماده میکند. سرطان بیماری روش نادرست زندگی و تخطی نمودن از قوانین طبیعی است. سرطان حاصل محرومیت سلولهای بدن از ریز مغزیها، آنتیاکسیدانها و سایر مواد ضروری برای انجام اعمال حیاتی بدن به دنبال تغذیه نادرست و روش ناسالم زندگی است. سرطان در بدن سالم اتفاق نمیافتد. تنها هنگامی که انرژی حیاتی سلولها و بافتهای بدن در اثر تغذیه و روش ناسالم زندگی از بین رفته یا تحلیل یافتهاند سلولهای سرطانی فرصت رشد و نمو در بدن را پیدا میکنند. میتوان گفت که سرطان حاصل تجمع سموم مختلف درونی و بیرونی و در نتیجه وجود بدنی اسیدی است. باید دانست وجود سرطان در بدن به معنای محکومیت به مرگ نمیباشد. اگر بدن هنوز قدرت حیاتی خود را حفظ کرده، سرطان در مراحل ابتدایی خود بوده و سایر ارگانهای بدن بطور چشمگیر درگیر متاستاز نباشند، با در پیش گرفتن روش سالم تغذیه و زندگی، و احتراز از سموم بیرونی مانند سیگار و الکل و سایر سموم زیست محیطی در محل زندگی فرد بیمار، میتوان انرژی حیاتی بدن را احیا نموده سرطان را از بین برد. چنانکه ذکر کردیم پیدایش سرطان در ارتباط مستقیم با مصرف مواد حیوانی، تغذیه ناسالم، چاقی و اضافه وزن، عدم فعالیت بدنی، کمبود نور آفتاب، خستگی و بیخوابی مزمن، استرسهای درونی و بیرونی جسم و ذهن و بطور کلی با جسم و ذهنی ناسالم میباشد. آلودگیهای شیمیایی و الکترومگنتیک و اشعههای یونیزه کننده مانند اشعهی ایکس همگی در ایجاد سرطان نقش دارند. به این مطلب در بخش مربوط به علل ایجاد سرطان مفصلتر پرداخت خواهد شد.
 
پاتوفیزیولوژی (آسیب شناسی) سرطان
سرطان بیماری اختلال در تنظیم رشد سلولی است. باید توجه داشت که سلولهای سرطانی سریعتر از سلولهای نرمال رشد نمیکنند. اما سلولهای عادی پس از رسیدن به تعداد و تقسیم کار مورد نظر رشد خود طی یک پروسهی فیزیولوژیک متوقف مینمایند. حال آنکه سلولهای سرطانی همچنان به رشد و تقسیم خود بصورت بیپایانی ادامه میدهند. برای اینکه یک سلول طبیعی به سلول سرطانی تبدیل گردد باید تغییری در ساختمان ژنهایی که پروسهی رشد و تقسیم و تفکیک (Differentiation) سلولی را به عهده دارند ایجاد شود. تغییرات ژنتیکی در دو دسته از ژنها میتواند صورت گیرد؛ اول تغییرات در ژنهایی که مسئول رشد و تقسیم سلولی هستند که (Oncogenes) یا سلولهای سرطانزا را بوجود میآورند. دوم تغییر در ژنهایی که وظیفهی خاموش و خفه کردن (Suppress) سلولهایی که دارای رشد و تقسیم غیرعادی میباشند را برعهده دارند. تغییرات ژنتیکی در این ژنها که (Tumor suppressor genes) نامیده میشوند باعث میشود که نتوانند وظیفهی خاموش کردن سلولهای سرطانی را به درستی انجام داده در نتیجه این تغییر ژنتیکی میتواند منجر به سرطان گردد. در پروسهی تقسیم سلولی بطور روزمره جهشها یا اشتباهات ژنتیکی (موتاسیون) به میزان چشمگیری اتفاق میافتد. حال آنکه هر سلول بدن بطور طبیعی به تکنیکهای پیچیدهای مجهز است که این اشتباهات را شناسایی و تصحیح کرده و در نتیجه از بروز سرطان جلوگیری کند. اگر اشتباه ژنتیکی پیچیده بوده قابل تصحیح نباشد سلولها به سیستم خودکشی سلولی یا آپوپتوز (Apoptosis) مجهز میباشند که باعث از بین بردن کل سلولِ غیرنرمال میگردد. تنها زمانی که این سیستم قوی کنترل و تصحیح به دلایل مختلف قادر به انجام وظیفه نباشد سلول با محتویات ژنتیکی آنرمال رشد نموده سلولهای سرطانی تشکیل میگردند. با ادامهی رشد و تکثیر و پایدارتر شدن تغییرات ژنتیکی در این سلولهای غیر نرمال نهایتاً سلولهای سرطانی بوجود میآیند که دارای خصوصیاتی متفاوت از سلولهای عادی میباشند. از جملهی این خواص از بین رفتن سیستم خودکشی سلولی یا آپوپتوز، از دست رفتن حساسیت سلولی به پیامهای متوقف نمودن رشد سلول و در نتیجه رشد بیپایان و بالاخره ایجاد هر مکانیسمی که برای رشد ادامهدار و زنده ماندن تودهی سرطانی لازم است میباشند. عوامل محیطی هم در ایجاد تغییرات ژنتیکی و در نتیجه ایجاد سرطان نقش مهمی دارند. کلیهی مواد شیمیایی سرطانزا (Carcinogens) مانند سموم دفع آفات نباتی، بسیاری از نگهدارندهها و افزودنیها و رنگهای شیمیایی به کار برده شده در محصولات غذایی، برخی از روشهای فرآوری غذاها، اشعههای یونیزه کننده مانند اشعهی ایکس که در انجام عکسبرداریهای پزشکی به کار میرود، اشعههای الکترومگنتیک، مواد شیمیایی مانند بنزین، آزبست، ازدیاد رادیکالهای آزاد در بدن، التهاب مداوم یک عضو به دلایل مختلف، برخی از داروهای مصرفی که در پزشکی برای درمان بیماریها تجویز میگردند و بسیاری عوامل دیگر که در بخشهای بعدی به آنها خواهیم پرداخت در ایجاد تغییرات ساختمان ژنتیکی سلول نقش داشته و در نتیجه امکان ابتلا به سرطان را بالا میبرند. سرطان در بدن بر زمینهی التهاب مزمن یک عضو ایجاد میگردد. به عنوان مثال التهاب مزمن روده در اثر بیماری کولیت اولسروز میتواند زمینه را برای ابتلا به سرطان روده فراهم نماید. هپاتیت یا تورم مزمن سلولهای کبدی میتواند زمینهساز ابتلا به سرطان کبد، تورم و زخم مزمن معده به سرطان معده، تورم مزمن ریه در اثر سیگار یا سموم استنشاقی دیگر برای سرطان ریه باشد. این موضوع از این جهت حائز اهمیت است که بر اهمیت تأثیر التهاب مزمن بدن در اثر عوامل التهابی مختلف در مواد غذایی و نوع تغذیه و همچنین در محیط زیست٬ در ایجاد سرطان و یا برعکس پیشگیری و درمان آن اشاره دارد. باید دانست که ایجاد التهاب در بدن پروسهی دفاعی آن برای سمزدایی، غلبه بر بیماری و تلاشش برای بازگشت به تعادل یا هوموستازی میباشد. اگر عامل اولیهای که باعث بوجود آمدن واکنش التهابی در بدن گردید (تغذیه و روش زندگی ناسالم) ادامه پیدا کند التهاب در بدن بصورت مزمن در آمده زمینه را برای ایجاد تغییرات ژنتیکی سلولی و در نتیجه ایجاد سرطان هموار میکند. هرچند وجود التهاب مزمن در بدن خود نشانهی خارج بودن بدن از حالت تعادل و در نتیجه عملکرد ناکامل سیستم دفاعی برای مقابله با سلولهای سرطانی نیز میباشد. بدنی که در اثر روش ناسالم تغذیه یا زندگی از حالت تعادل خارج است قادر به انجام وظایف حیاتی خود به نحو احسن نبوده آسیب پذیرتر گردیده هم زمینه را برای ایجاد سرطان مناسبتر نموده و هم از قدرت مبارزه با سلولهای سرطانی در قدمهای اولیه و به نحو احسن برخوردار نخواهد بود. در اینجا جا دارد اندکی به اهمیت ایجاد پروسهی التهابی توسط بدن برای تصحیح و مقابله با عواملی که تعادل یا هوموستازی بدن را دچار اختلال نمودهاند بپردازیم. ایجاد التهاب، عکسالعمل و روش بدن برای سمزدایی و در نتیجه درمان بیماری است. مثلاً وارد شدن ضربه به یک ماهیچه یا مفصل و یا ورود میکرب یا ویروس به بدن. هنگام ایجاد پروسهی التهابی جریان خون به عضو ملتهب و یا در کل بدن بالا رفته به همراه آن آنزیمهای پروتئولیتیک (Proteolytic) یا آنزیمهایی که در هضم پروتئین نقش داشته قدرت ازبین بردن سلولهای سرطانی، میکربها یا ویروسهای وارد شده به بدن و همچنین سلولهای خودی که در جریان پروسهی التهابی ایجاد شده و پس از انجام وظیفه باید از بین برده شوند را دارند٬ به همراه عوامل التهابی دیگر مانند 1وکانها (Cytokines) و آنزیمهای مختلف ترشح میگردند تا مواد و سلولهای ناخواسته و متجاوز را ازبین ببرند. ازدیاد گردش خون و ترشح عوامل مختلف التهابی باعث ایجاد گرما و سرخی عضو دچار التهاب میگردد که پروسهای خود درمانی است. هجوم خون برای رساندن هرچه سریعتر و بیشتر سلولهای دفاعی بدن و همچنین ترشح آنزیمها و مواد التهابی مختلف در محل باعث ایجاد تورم نیز میگردد. افزایش جریان خون در عضو التهابی کمک به تجزیه مواد زاید و سمی و انتقال آنها به کبد و کلیه و سایر دستگاههایی که در سمزدایی بدن نقش دارند (پوست و سیستم تنفسی) میکند. ایجاد درد که خود نیز یکی دیگر از علائم سهگانهی التهاب منطقهای است و در نتیجهی برخی عوامل التهابی و همچنین تورم و فشار بوجود میآید نقش آگاهی رساندن به فرد از وجود پروسهای غیرعادی در بدن را به عهده دارد؛ در نتیجه ی وجود درد حرکت و فعالیت متوقف گردیده یا به حداقل میرسد تا بدن فرصت التیام را بدست آورد چرا که ادامهی فعالیت در هنگام التهاب باعث توقف پروسهی سمزدایی گردیده یا آن را بصورت ناقص به پیش خواهد برد که این خود میتواند زمینهساز التهاب مزمن گردد. برهمین منوال هر گونه عاملی که باعث به تعویق انداختن یا توقف پروسهی سمزدایی گردد میتواند التهاب حاد را به التهاب مزمن تبدیل نماید. مصرف دارو، چه داروهای گیاهی و چه شیمیایی که تأثیر بر پروسهی التهابی بگذارند از جمله این عواملند؛ به همین دلیل است که بیماریهای التهابی مختلف مانند کولیت اولسروز، پسوریاس، انواع آرتروزها و… پس از قطع دارو بازگشت مجدد دارند چرا که بدن نیازمندادامه دادن و  کامل نمودن پروسهی سمزدایی و درمان، توسط ایجاد پروسهی التهابی میباشد. چنانکه گفتیم ادامهی زخم و التهاب در هر ارگانی میتواند زمینهای برای ایجاد سرطان باشد. پس سرطان از ابتدا سرطان نبوده بلکه سالها قبل بصورت التهاب از مراحل ابتدایی شروع گردیده و در نتیجهی اینکه به بدن فرصت و اجازهی تکمیل سمزدایی و التیام داده نشده التهاب حاد ادامه دار گردیده به التهاب مزمن تبدیل گشته است. با ادامهی تاثیر گذاری عواملی که از ابتدا باعث ایجاد التهاب اولیه گردیده بودند شرایط پیش سرطانی و سپس خود ِ سرطان حاصل میشود که نتیجهی سالها رشد غیرعادی و آنورمال سلولها بوده است. در طب مدرن دلیل ایجاد سرطان را اکثراً نامعلوم اعلام میکنند. این باور باعث آن است که نقش ایجاد بیماری از ابتدا و ادامهی منطقی آن به مراحل مختلف از جمله پیش سرطانی تا سرطان نادیده گرفته شده در نتیجه درمانی ناصحیح و ناکارآمد تجویز میگردد که به تصحیح و درمان ریشهی بیماری نپرداخته در اکثر مواد نه تنها کمکی به حال بیمار نمیکند بلکه باعث صدمهی بیشتر و افزایش سمیت بدن بیمار میگردد. سرطان یک بیماری تحلیلی (دژنرتیوdegenerative) والتهابی (inflammatory) است. عوامل ایجاد کنندهی موتاسیون(Mutagens) و سرطانزا (کارسینوژن carcinogens) بطور طبیعی در بدن توسط پروسهی متابولیسم و اکسیداسیون سلولی و ایجاد رادیکالهای آزاد بوجود میآیند. این مواد همچنین به میزان فراوان در محیط زندگی ما وجود داشته توسط غذا، آب، هوا وارد بدن گردیده با آسیب زدن به محتویات ژنتیکی داخل سلول (DNA) و ایجاد موتاسیون نه تنها در سرطان بلکه در ایجاد کلیهی  بیماریهای دژنرتیو و التهابی از جمله بیماریهای قلب و عروق، آرتروز، آلزایمر، دیابت، پیری زودرس و بطور کلی در همهٔ بیماریهای شایع قرن ما نقش دارند. آنتیاکسیدانها که به میزان فراوان در گیاهان بخصوص سبزیها و میوهها موجودند برعکس، با جلوگیری از پروسهی اکسیداسیون سلولی و مبارزه با رادیکالهای آزاد، از ایجاد صدمه به دی ان اِ (DNA) جلوگیری نموده خاصیت ضد التهابی، ضد تحلیلی و ضد سرطانی دارند. چنانکه ذکر شد بدن در حالت طبیعی در اکثریت قریب به اتفاق موارد قادر به ترمیم و اصلاح یا از بین بردن سلولهای صدمه دیده و و غیرنرمال میباشد اما اگر پروسهی التهابی بدلیل ادامهی سمیت بدن و فراهم نگشتن فرصت لازم برای سمزدایی کامل و در نتیجه کاهش توان سیستم ایمنی بدن، افزایش مداوم سموم و به تبع آن نیاز به کار بیش از اندازهی ارگانهای سمزدایی، عدم تعادل مواد معدنی و بالاخره فقر ریزمغذیها بدلیل تغذیهی نادرست ادامه یابد باعث نامتعادل نمودن میزان آب، مواد معدنی، اختلال در تعادل سدیم و پتاسیم و پروتئین داخل سلولی و بطور کلی اختلال در متابولیسم سلولی، در سیستم غدد و ترشحات درونی سلولها بوجود آمده، نیروی حیاتی بدن نیز دچار اختلال گردیده و سلولهای آنورمال فرصت رشد و تکثیر پیدا مینمایند. ادامهی رشد این سلولها تودهی سرطانی را بوجود میآورد. سلولهای سرطانی در تودهی سرطانی که خاصیت رشد و تکثیر بیتوقف دارند نیاز به مواد غذایی فراوان دارند. با رشد و بزرگتر شدن تودهی سرطانی بخشی از این سلولها بدلیل نرسیدن خون و مواد غذایی دچار نکروز و مرگ سلولی شده در نتیجهی آزاد شدن سموم سلولی مسمومیت بدن افزایش مییابد. ضعف عمومی، آتروفی یا تحلیل ماهیچهها به کمبود شدید اشتها، کاهش وزن و احساس بدحالی که دربیماران سرطانی در مراحل پیشرفته ی سرطان وجود دارد نتیجهی این عوامل هستند. در نتیجه و بطور خلاصه میتوان گفت که بدنی که در آن سرطان بوجود آمده و توان رشد دارد بدنی است که از یک طرف در سطح سلولی دچار فقر شدید غذایی برای موادی مانند ریزمغذیها، ویتامینها و مواد معدنی است که نقش آنتیاکسیدان را در بدن بازی مینمایند و از طرف دیگر دچار سمیت بیش از اندازه است. پس میتوان گفت سرطان نه بیماری یک عضو خاص، بلکه بیماری کل بدنی است که دچار فقر ریزمغذیها و همچنین سمیت شدید و در نتیجه ضعف نیروی حیاتی میباشد. این حقیقت امروز پذیرفته شده است که بیماری سرطان نیز مانند بسیاری دیگر از بیماریهای قرن ما عمدتاً نتیجهی روش ناسالم زندگی و تغذیهی بشر امروزی در جامعهی مدرن میباشد. در نتیجه نه تنها قابل پیشگیری بلکه قابل درمان هم میباشد. به عنوان مثال سالهاست که تحقیات علمی نشان دادهاند که سرطان پروستات در مردانی که مصرف بالای لبنیات و گوشت قرمز بخصوص بصورت کباب شده دارند بیشتر است، چنانکه سرطان رودهی بزرگ در افرادی که مصرف میوه و سبزی و محصولات گیاهی در رژیم غذائیشان محدود است دیده میشود. پیشبینی شده که با تغییر رژیم غذایی معمول که مبتنی بر مواد حیوانی  است به رژیم غذای مبتنی بر مواد گیاهی بخصوص بصورت تازه و خام و همچنین خودداری کردن از مصرف غذاهای فراوری مانند کنسروها، گوشتهای نمک سود و بو داده، غذاهای موسوم به فستفود Fast Foods و سوسیس و کالباس میزان سرطانهای مختلف به حداقل نصف میزان امروزه کاهش خواهد یافت. جالب است بدانیم در طبیعت سرطان در حیوانات گوشتخوار بیش از گیاهخواران و میوهخواران دیده میشود. مواد نیتروژن دار یا مواد آمینهای (Nitrogenous) به علت قابلیت ایجاد مسمومیت شدید سلولی میتواند زمینهی پیش سرطانی در سلول را فراهم کنند. مثلاً در طبیعت، مصرف مواد نیتروژنه (اسید آمینهها) مازاد نیاز برای گیاهان باعث رشد تومور در گیاهان میگردد.
 
دلایل ایجاد سرطان 
۱) عوامل محیطی ۹۰-۹۵ درصد سرطانها بدلیل محیطی در بدن ایجاد میگردند و بطور کلی تنها حدود ۵ درصد سرطانها زمینهی ژنتیک خانوادگی دارند. منظور نظر از عوامل محیطی کلیهی عوامل درونی و بیرونی هستند که در محیط زندگی فرد وجود داشته و یا توسط نوع زندگی فرد از جمله نوع تغذیه و عادتهای زندگی او تعریف گشته و بر سلامت کل بدن تأثیر میگذارند. در اینجا ابتدا به دو موضوع مهم التهاب بدن و نقش میکروبیوم (میکروبیوتا  Microbiota) یا میکربهایی که بصورت سمبیوتیک در بدن انسان بخصوص در روده زندگی میکنند٬ در ایجاد یا پیشگیری سرطان٬ پرداخته و سپس به عوامل تغذیهای و عادتهای زندگی و تأثیرات آنها بر دو پدیدهی ذکر شده یعنی التهاب و تغییر فلور حیاتی روده میپردازیم. چنانکه ذکر شد سرطان بیماری بدنی است که از تعادل خارج شده و دچار التهاب (Inflammotion) مزمن میباشد؛ هر عاملی که در بدن ایجاد التهاب کند ریسک ابتلا به سرطان را بالا میبرد. هر عاملی هم که بالانس و در نتیجه توانایی بدن را در تجزیه و پاکسازی عوامل تولید شده در پروسهی اکسیداسیون سلولی مانند پراکسیدها و رادیکالهای آزاد دچار اختلال کند باعث لطمه به سلول و در نهایت ایجاد التهاب میگردد. تغذیهی ناسالم، اضافه وزن، مصرف مواد حیوانی، میزان بالای چربیها بخصوص چربیهای اشباع، مصرف الکل و سیگار، عواملی سمی در محیط زندگی، سمومی که توسط غذاهای فراوری شده و بستهبندی گردیده وارد بدن میگردند، سموم شیمیایی مورد استفاده در پرورش مواد گیاهی و حیوانی، همگی باعث استرس اکسیداتیو (Oxidative stress)، ازدیاد رادیکالهای آزاد و پراکسیدها گردیده نهایتاً با ایجاد التهاب زمینه را نه تنها در ایجاد بسیاری از بیماریهای انسان مانند آلزایمر[۵٬ ۶]، پارکینسونز[۶]، بیماری قلب و گرفتگی رگها[۷]، افسردگی[۸]، بلکه سرطان[۹] آماده میکند. از اینجا نقش و اهمیت آنتیاکسیدانها که خاصیت خنثی نمودن این رادیکالهای آزاد را دارند هویدا میگردد.
 
میکروبیوم و اهمیت فیبر غذایی
میکروبیوم یا باکتریهای موجود در بدن بخصوص روده (فلور روده) نقش مهمی در ایجاد یا پیشگیری التهاب بدن و در نتیجه پیشگیری از سرطان ایفا میکند. در گذشته تصور میشد که فیبر غذایی بخش غیرقابل هضم غذا بوده و عمل اصلی آن جارو کردن و تمیز نمودن روده میباشد. امروزه مشخص گردیده که باکتریهای موجود در رودهی انسان قادر به هضم فیبر غذایی میباشند. در حقیقت فیبر غذایی غذای باکتریهای مفید روده میباشد که باعث رشد و سلامت جامعهی میکربی روده میگردند. با هضم فیبر غذایی باکتریها تولید اسیدهای چرب با زنجیرهی کوتاه (Short Chain Fatty Acids) مینمایند که فواید بسیاری در سلامت انسان دارند. از جمله این فواید کمک به جذب مینرالهای مختلف از جمله کلسیم و همچنین تولید انرژی برای سلولهای دیوارهی رودهی بزرگ است. اما مهمترین نقش این اسیدهای چرب نقش ضد التهابی آنها میباشد که خاصیت ضد بیماری از جمله ضد سرطانی دارد. اسیدبیوتیریک (Butyric Acid) از اسیدهای چرب زنجیرهای کوتاه میباشد که خاصیت ضد التهابی و ضد سرطانی آن به ثبوت رسیده است[۱۰]. اسید بیوتیریک که توسط عمل باکتریهای روده بر فیبر غذایی قابل هضم ایجاد میشود با جلوگیری از رشد غیرقابل کنترل سلولها و همچنین کمک به differentiation یاایجاد تفاوت سلولی اثر ضد سرطانی خود را اعمال میکند. میدانیم که سلولهای سرطانی خاصیت تفاوت سلولی یا diffenrntiation را از دست داده بصورت توده ای همشکل رشد میکنند. اسید پروبیوتیک (Propionate) که یکی دیگر از اسیدهای چرب کوتاه میباشد و در اثر عمل باکتریهای روده بر فیبر ایجاد میگردد در کنترل اشتها و کاهش وزن نقش دارد و بدین سبب عمل ضد التهابی ٬ ضد سرطانی دارد. اضافه وزن را یکی از عوامل ایجاد سرطان میدانند[۱۱]. تحقیقات نشان میدهند که کسانی که مصرف فیبر غذایی بالا دارند ۵۰ درصد کمتر به سرطان رودهی بزرگ دچار گشته [۱۲٬۱۳]، میزان ابتلا آنان به سرطانهای دیگر نیز از سطح متوسط جامعه پائینتر میباشد. نقش فیبر غذایی همچنین در کاهش سرطان پانکراس[۱۴] و کاهش پولیپهای روده[۱۵٬۱۶٬۱۷] توسط تحقیقات به اثبات رسیده است؛ برمبنای باور علمی پولیپ روده پیش زمینهی ایجاد سرطان روده میباشد. فیبرغذایی و اسیدهای چرب کوتاه حاصله از عمل باکتریها بر آن در کاهش وزن و بالا بردن حساسیت سلولی به انسولین و در نتیجه کاهش التهاب بدن نیز نقش دارند[۱۸]. لازم به ذکر است که تحقیقات نشان میدهند که این تنها فیبر موجود در سبزیها و میوهها است که نقش ضد التهابی٬ ضد سرطانی در بدن بازی میکند. بدین معنا که فیبر مجزا شده از مواد غذایی که بصورت مکمل در بازار عرضه میگردد فاقد این نقش میباشد[۱۹].
 
نقش تغذیه و روش زندگی در ایجا سرطان
مؤثرترین عمل برای کاهش میزان سرطان در سطح فردی و در سطح جهانی تغییر رژیم غذایی میباشد[۲۰٬۲۱]. کلیهی تحقیقات چه در میان جوامع و اجتماعات مختلف و چه در آزمایشگاهها همگی نشان بر نقش اساسی تغذیه بر پیشگیری و درمان سرطان دارند. بطور کلی افزایش مصرف سبزیها، میوهها، فیبرغذایی که در محصولات گیاهی مختلف از جمله در غلات و حبوبات به وفور وجود دارد، کاهش یا قطع کامل مصرف مواد حیوانی از جمله لبنیات و تخم مرغ، کاهش مصرف چربیها بخصوص چربیهای اشباع و چربیهای موسوم به ترانس در غذای روزمره، اجتناب از مصرف غذاهای کنسروی، فراوری شده، و کارخانهای (Refined foods) و مصرف غذاها در نزدیکترین فرم به صورت طبیعیاشان بهترین راه بیمه نمودن بدن در پیشگیری، درمان و جلوگیری از بروز مجدد سرطان میباشد. مواد گیاهی بخصوص سبزیها و میوههای خام به میزان فراوان دارای آنتیاکسیدانهای مختلف میباشند. آنتیاکسیدانها موادی هستند که اثرات مخرب رادیکالهای آزاد که در اثر اکسیداسیون سلولی بوجود آمده و باعث جراحت سلولی و ایجاد التهاب میشوند را خنثی میکنند. از آنتیاکسیدانهای فراوان موجود در سبزیها و میوهها میتوان از ویتامین ث، فولیک اسید (آنتیاکسیدان، ضدسرطان)[۲۲]، انواع فیتوکمیکالها از جمله فلاونوئیدها میتوان نام برد. فلاونوئیدها در مقام آنتیاکسیدان قادرند که رادیکالهای آزاد و مواد سمی که در سوخت و ساز مواد حیوانی از جمله کلسترول آزاد میشوند را خنثی کنند. میزان فراوان منیزیوم در مواد گیاهی (مواد حیوانی دچار فقر منیزیوم میباشند) باعث (Genomic Stability) ثبات مواد ژنتیکی داخل سلول و مرمت دی ان اِ (DNA) میگردد. میزان منیزیوم بالا در کاهش سرطانها از جمله سرطان رودهی بزرگ و مقعد نقش دارد[۲۴]. سبزیهای پهن برگ و انواع حبوبات (لوبیاها) منابع غنی اسید فولیک و ویتامین B6 هستند که نقش عمدهای در متیلاسیون دی ان اِ (DNA Methylation) و در نتیجه ثبات ساختمان آن میکنند[۲۵]. ویتامین B6 نه تنها در ثبات ساختمان دی ان اِ نقش دارد بلکه پروسهی ایجاد تومور (Tumorogenesis) را سرکوب نموده باعث کاهش رشد سلولهای سرطانی و جلوگیری از مکانیسمهای مختلف رشد سلولهای سرطانی از جمله جلوگیری از تشکیل رگهای خونی جدید برای خونرسانی به سلولهای سرطانی میگردد[۲۶]. ریسک ابتلا به سرطان رودهی بزرگ و مقعد در افرادی که بیشترین میزان مصرف ویتامین B6 توسط سبزیها و میوهها دارند بین ۳۵-۴۵ درصد کاهش مییابد[۲۷٬۲۸]. بطور کلی مصرف مقادیر فراوان میوه و سبزی نه تنها ریسک ابتلا به سرطانهای مختلف را کاهش میدهد بلکه در کاهش مرگ و میر و پیشگیری از بروز مجدد سرطان نیز نقش دارد. مثلاً سرطان معده[۲۹٬۳۰]، پانکراس[۳۱] (کاهش بین ۶۳-۷۰٪)، سرطان ریه[۳۲]، پروستات و رودهی بزرگ قابل ذکرند. لیکوپن موجود در گوجه فرنگی و هندوانه ریسک ابتلا به سرطان پانکراس را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد[۳۳]. در افرادی که بتاکاروتن (فیتوکمیکال موجود در هویج و سبزیها و میوههای زرد و نارنجی رنگ) ریسک سرطان تیروئید بطور خاص و ریسک ابتلا به سرطان بطور عام پائینتر است[۳۴٬۳۵]. وجود آنتیاکسیدانهای مختلف در گیاهان باعث حفاظت بدن در برابر سرطان حتی در شرایط سمی و سرطانزا میباشد. بطور مثال تحقیقات نشان میدهند که هر چه میزان مصرف سبزی و میوه بالاتر باشد درجهی ابتلا به سرطان ریه حتی در افراد سیگاری پائینتر میرود[۳۶٬۳۷]. وجود موادی مانند سولفور در اعضاء خانوادهی کلم (بروکلی، گل کلم، کلم سفید، کلم بروکسل و…)، کاروتنوئیدها درانواع گیاهان بخصوص گیاهان زرد و نارنجی رنگ، فلاونوئیدها (Flavonoids)، اسید فولیک، سلنیوم، ویتامین ث که همگی به میزان فراوان در سبزیها و میوهها وجود داشته و بصورت طبیعی عمل آنتیاکسیدان و خاصیت پیشگیری از سرطان را بازی میکنند. چنانکه ذکر شد هر چه مصرف آنتیاکسیدانها بیشتر باشد میزان ابتلا به سرطان پائینتر است اما، تنها مصرف آنتیاکسیدانها به فرم طبیعی آن در سبزیها و میوههاست که خاصیت ضد سرطانی دارد. چرا که مکملهای آنتیاکسیدان از جمله مکمل سلنیوم، ویتامین ث، یا بتاکاروتن که در بازار عرضه میگردند در برخی موارد حتی باعث ازدیاد ریسک ابتلا به سرطان میگردند. کاروتنوئید موجود در گیاهان بطور طبیعی در بدن بصورت آنتی اکسیدان عمل میکند اما ویتامین A بصورت مکمل، و یا به شکلی که در مواد حیوانی وجود دارد میتواند در مقادیر بالا باعث سمیت کبد گردد. فیبر موجود در مواد گیاهی نیز تحت مکانیسمهای مختلی که ذکر شد خاصیت ضد سرطانی دارد. چنانکه ذکر شد تحقیقات و مطالعات فراوانی به ارتباط بین مصرف مواد حیوانی و افزایش سرطانهای مختلف اشاره دارند. مکانیسم ازدیاد ریسک سرطان توسط مصرف گوشت را به چندین دلیل میدانند. اول وجود آهن هِم (Heme) در گوشت است. هِم بخشی از مولکول هموگلوبین (Hemoglobin) است که در حمل و نقل اکسیژن در خون و به سلولهای بدن شرکت داشته و بافت ماهیچهای به میزان فراوان وجود دارد. بافت ماهیچهای بخشی از وجود حیوان است که ما به نام گوشت (گاو، گوسفند، مرغ و…) مصرف میکنیم. مولکول هِم در میزان بالا باعث جراحت به سلولها و بافتهای بدن میگردد. آهن هِم موجود در گوشت ریسک سرطان بخشهای بالایی دستگاه گوارش را بالا میبرد.  بعنوان مثال سرطان مری و معده در افرادی که میزان فراوان مصرف گوشت دارندتا سه برابر بالاتر است[۴۰]. نیتروزآمینها موادی اکثراً سرطانزا هستند که در محیط اسیدی معده از ترکیب نیتریتها و آمینها بوجود میآیند. در بدن انسان نیتروزآمینها در محیط اسیدی معده از گوشت، ماهی و پروتئینهای حیوانی بوجود میآیند. نیترات اضافه شده به پنیر، گوشتهای دودی، سوسیس و کالباس نیز در دستگاه گوارش انسان نیتروزآمین ایجاد میکنند. هیدوکربنهای آروماتیک (Poly Aromatic Hydrocarbons) نیز مادهای التهابی و سرطانزا در گوشتهای دودی است. مکانیسم دیگر سرطانزایی گوشتها مثل گوشت قرمز، مرغ و ماهی تشکیل مادهی سرطانزایی به نام آمینهای هتروسیکلیک (Heterocyclic Aromatic Amines) است که در حرارتهای بالا مانند کباب کردن و سرخ کردن تشکیل میشود[۴۱] و مادهای سرطانزا است. شواهد در مورد ارتباط گوشت قرمز بخصوص گوشتهای فراوری شده مانند سوسیس و کالباس با سرطان چنان قوی است که حتی سازمان بهداشت جهانی در مورد مصرف گوشت قرمز برای پیشگیری از سرطان هشدار داده است. هر چند باید اضافه نمود که این ارتباط در مورد انواع مواد حیوانی از جمله گوشتهای سفید مانند مرغ و ماهی نیز صدق میکند. یکی دیگر از مواد التهابی و در نتیجه با پتانسیل سرطانزایی تری میتل آمین (Trimethyl amine TMA) است که توسط عمل باکتریهای روده بر مواد حیوانی تشکیل میشود. اِل کارنیتین (L-Carnithine) موجود در گوشت قرمز و کولین (Choline) موجود در تخم مرغ توسط باکتریهای روده متابولیزه شده ایجاد تری متیل آمین میکنند. از اکسیده شدن این ماده در کبد مادهای به نام TMAO  ایجاد میگردد که مادهای التهابی بوده در ایجاد گرفتگی رگها و سایر بیماریهای التهابی از جمله سرطان نقش دارد. TmAo در رودهی گیاهخواران وجود ندارد[۴۲]. (MTORC1, Mammalian Target of Rapamycin Complex 1) مجوعهای از پروتئینها هستند که در تنظیم سنتز و رشد سلولی نقش دارند در نتیجه میزان این ماده در سرطانها بخصوص سرطان سینه و پروستات بالا میباشد. تحقیقات نشان میدهند که شیر باعث بالارفتن MTORC 1 شده (ارتباط مصرف لبنیات و سرطان پروستات) در حالیکه کلیهی مواد گیاهی از جمله میوهها و سبزیها، مغزها و دانهها و حبوبات و غلات باعث پائین آوردن میزان MTORC1 و در نتیجه کاهش رشد سرطانی سلولها میگردد. مکانسیم دیگری ارتباط میان ازدیاد سرطان و مصرف مواد حیوانی را میتوان در نقش چربیها بطور کلی و چربیهای اشباع بطور اخص در ارتباط با سرطانهای مختلف تعریف نمود. تصور میشود که بطور کلی مصرف چربیها بخصوص چربیهای اشباع که در مواد حیوانی به وفور وجود دارند باعث ازدیاد انواع سرطانها از جمله سرطان سینه، پروستات و رودهی بزرگ میگردند[۴۳٬۴۴٬۴۵]. مکانیسم این اثر را بواسطهی ایجاد استرس اکسیداتیو (Oxidative stress) در زمان سوخت و ساز چربیها میدانند که با ایجاد رادیکالهای آزاد و ترکیبات مختلف پراکسیدازها و کلسترول اپوکسید (Cholestrol epoxide) باعث ایجاد جراحت در دی ان اِ میگردند [۴۶٬۴۷]. افرادی که در هفته ۴ بار یا بیشتر مواد حیوانی مصرف میکنند ریسک ابتلا به سرطان پانکراس در آنان ۷۵٪ بیشتر از افرادی است که در هفته کمتر از یکبار مواد حیوانی در غذای خود استفاده مینمایند[۴۸٬۴۹]. در حالیکه مصرف هر روزهی سبزیها و میوهها به میزان زیادی باعث کاهش ریسک ابتلا به سرطان بخصوص سرطانهای دستگاه گوارش میگرد[۵۰٬۵۱].
 
اضافه وزن و چاقی و ریسک ابتلا به سرطان
تحقیقات نشان میدهند افرادی که دارای اضافه وزن هستند میزان فاکتورهای رشد شبه انسولین (IGF1) در خونشان بالاتر میباشد. بالا بودن این فاکتورها به دو دلیل میباشد. اول اینکه مقاومت سلولی به انسولین در افرادی که اضافه وزن دارند بالاتر است و هم اینکه سلولهای چربی خود در سنتز این فاکتورها نقش دارند. هر دوی این عوامل یعنی افزایش مقاومت سلولی به انسولین و میزان بالای هورمونهای رشد شبه انسولین مانند IGF1 در بدن را با ابتلا به بسیاری از سرطان ها در کودکان و بزرگسالان مرتبط دانستهاند. افرادی که IGF1 خونشان پائینتر از حد نرمال است به نظر میرسد که میزان ابتلا به سرطان در آنها تقریباً وجود ندارد.[۵۲] فاکتورهای رشد شبه انسولین همچنین توسط کبد و در رابطه با مصرف پروتئین اضافه ساخته میشود. پروتئین برای سنتز ساختمان سلولی مورد نیاز است. وجود پروتئین در غذای مصرفی نشانهای برای کبد برای تولید IGF1 که در ساختن و رشد سلولها نقش دارد میباشد. هرچه پروتئین مصرفی بالاتر باشد میزان IGF1 ساخته شده توسط کبد بالاتر است. پروتئینهای حیوانی بخصوص آنان که حاوی اسیدآمینهی متیونین (Methionin) بالا هستند محرک قویتری برای کبد در ساختن IGF1 میباشند. در مقایسه با مواد گیاهی اسیدآمینهی متیونین در مواد حیوانی به وفور یافت میشود. مصرف پروتئینهای حیوانی کبد را وادار به ساختن بیشتر این فاکتور میکند در حالیکه پروتئینهای گیاهی چون در نسبتهای مناسب با فیبر غذایی و کربوهیدراتها قرار دارند این اثر را برکبد ایجاد نکرده در نتیجه IGF1 تولید نمیگردد. کمپانیهای داروسازی تحت عنوان مبارزه با سرطان دارویی به نام Figitumab ساختهاند که میزان IGF1 خون را پائین میاورد این دارو عوارض جانبی خطرناکی از جمله مرگ در مراحل اولیه درمان دارد. در حالیکه بصورت کاملاً طبیعی و سالم و با کمک رژیم گیاهخواری صحیح، مصرف مقادیر فراوان سبزیها و میوهها و قطع کامل یا کاهش چشمگیر مصرف مواد حیوانی در رژیم غذایی میتوان بطور طبیعی میزان IGF1 را در خون پائین آورد. �عوارض جانبی� این روش طبیعی نتایج مطبوع و دلخواهی مانند کاهش وزن، افزایش انرژی، احساس سلامت و حس زنده دلی و سبکی و نشاط بیشتر است. در ادامهی بیان تأثیر تغذیه بر سلامت بطور عام و بر پیشگیری ایجاد، درمان و بر پیشگیری مجدد سرطان لازم است به ارتباط مواد غذایی رایج امروز در تغذیهی بشر و ریسک ایجاد سرطان نیز اشارهای گردد. مصرف قند و شکر و آرد سفید باعث ازدیاد سرطانهای مختلف از جمله سرطانهای دستگاه گوارش میگردد[۵۳٬۵۴٬۵۵]. در این تحقیقات بخشی از این تأثیر بدین دلیل بیان شده که کسانیکه این مواد را مصرف میکنند بطور عام و معمول مقدار کمتری از سبزی و میوه مصرف مینمایند. مصرف سبزی و میوه چنانکه ذکر شد در پائین آوردن ریسک سرطانها از جمله سرطان پانکراس که سرطانی[۵۶٬۵۷] جدی و دارای مرگ و میر بالاست نقش عمده دارد. غذاهای فراوری شده، بستهبندی شده، انواع کنسروها، غذاهای دود داده و نمک سود، ماهی دودی، سوسیس و کالباس، زیتون و خیارشور و نمک سود، غلاتی که بصورت آرد سفید در آمده و سبوس و جنین (Wheat Germ) خود را از دست دادهاند باعث ازدیاد ریسک انواع سرطان هستند. بعنوان مثال غذاهای فراوری شده به دلیل فقر فیبر غذایی ریسک ابتلا به سرطان رودهی بزرگ را حداقل دو برابر بالا میبرند[۵۸٬۵۹]. سیگار و الکل با تولید سموم، التهابی نمودن بدن و پائین آوردن مقاومت آن زمینهی ایجاد نه تنها سرطان ریه بلکه سرطان بطور کل را بالا میبرند. سموم موجود در این مواد از جمله شامل افزودنیها و نگهدارندههای مختلف به آنان در پروسهی تولید آنها میباشد. بعنوان مثال در پروسهی تولید آبجو نیتروزآمینها که در قبل بدانها اشاره شد تولید میگردد. گاز، بنزوپیرین (Benzo Pyrenes) و سایر سموم (Toxins) داخل سیگار باعث جراحت راههای تنفسی میگردند. مصرف الکل در ایجاد پولیپهای آدنوم روده که پیش سرطانی هستند نقش دارد[۶۰].
 
ورزش، فعالیت بدنی و سرطان
تحقیقات و مطالعات فراوانی بر نقش و اهمیت ورزش و فعالیت بدنی در پیشگیری اولیه یا پیشگیری از بازگشت سرطانهای مختلف تأکید فراوان دارند[۶۱٬۶۲]. مکانیسمهای مختلفی در اثر مثبت فعالیت بدنی و کاهش سرطان عمل میکنند. در درجه اول ورزش و فعالیت بدنی از طریق کنترل اضافه وزن و سالم نگهداشتن وزن بدن میزان سلولهای چربی و در نتیجه میزان IGF1 یا هورمونهای رشد که به نظر میاید در ایجاد و رشد سرطان نقش دارند را کاهش داده و از این طریق نقش ضد سرطانی ایفا میکند. ورزش همچنین حساسیت سلولی به انسولین را بالا برده بدین طریق از ایجاد سندرم متابولیک و التهاب در بدن جلوگیری نموده ٬از ابتلا به بیماریهای التهابی مانند دیابت، بیماریهای قلب و عروق و سرطان جلوگیری کرده یا امکان ابتلا به آنها را کاهش میدهد. ورزش و فعالیت بدنی در بدن تعادل هورمونی ایجاد نموده، اکسیژن فراوانتری به سلولها رسانده، چربیها و در نتیجه سموم ذخیره شده در چربیها را آزاد و از بدن تصفیه میکند. ورزش نشاط آور است و در ایجاد حس سلامت، متعادل نمودن خواب و رفع استرس نقش چشمگیری دارد. ورزش باعث ایجاد خوشبینی و روحیه مثبت میگردد که خود از عوامل مهم ایجاد سلامتی است. ورزش بخصوص اگر در طبیعت و در معرض نور آفتاب صورت گیرد در کنار سایر عوامل زندگی سالم بیشترین تأثیر را بر سلامت بدن دارد. ورزش و فعالیت بدنی با ایجاد تعادل هورمونیِ آندروژنیک در بدن ریسک سرطانهایی که به تغییرات هورمونی در بدن و بالا بودن هورمونهای زنانه یا مردانه وابسته هستند مانند سرطانهای سینه، پروستات و تخمدان را کاهش میدهد. مکانیسم کاهش استروژن و آندروژن را بالا رفتن سنتز پروتئینهای گلوبین (Globulins) دانستهاند که به این هورمونها متصل گردیده آنها را از دسترس سلولها خارج میکنند. تحقیقات نشان میدهند که ریسک سرطان روده، مقعد، تخمدان، ریه و پروستات با چهار ساعت ورزش در هفته میتواند به بیش از ۲۰درصد کاهش یابد[۶۳]. ریسک ابتلا به سرطان پانکراس و سینه نیز توسط ورزش کاهش مییابد[۶۴٬۶۵]. ریسک ابتلا به سرطان رودهی بزرگ و مرگ و میر ناشی از آن با ورزش کاهش مییابد.[۶۶٬۶۷] در اینجا لازم است به Obesogenes یا چاقیزاها اشاره کنم که در محیط زندگی ما، در مواد و سموم شیمیایی افزوده شده به مواد غذایی، و در مواد مختلفی که در شویندهها و موادی که در نظافت شخصی یا نظافت خانه و محل کار بکار میروند و حتی در البسهای که با الیاف مختلف مصنوعی تهیه شدهاند وجود دارند نیز اشاره کنم. این مواد که اکثرأ از ترکیبات نفتی سنتز شدهاند در سیستم هورمونی بدن ایجاد اختلال کرده بر تیروئید، غدد فوق کلیه، تخمدان و سایر غدد داخلی اثر گذارده باعث عدم تعادل هورمونی و بخصوص بلوغ زودرس، نازایی و عدم باروری میگردند. بدن برای دور نگهداشتن این سموم از اعضا، حیاتی مانند قلب و کلیه و مغز به ساختن سلولهای چربی مبادرت میورزد چرا که سلولهای چربی بهترین ذخیره کنندهی سموم بدن برای کنترل و خارج نمودن این سموم از جریان خون میباشند. این سلولهای چربی که در اصل توسط بدن و برای مصون نگهداشتن ارگانیسم از سموم بوجود آمدهاند علاوه بر اینکه باعث چاقی و اضافه وزن میگردند بلکه هرچه میزان سلولهای چربی در پاسخ به این مواد سمی بالاتر باشد نشان دهندهی میزان بالاتر سموم ذخیره گردیده در بدن میباشد که پروسهی سمزدایی و پاکسازی را نیز طولانیتر و مشکلتر میکند. این مواد که در سموم شیمیایی ٬محصولات بهداشت شخصی، در ظروف پلاستیکی، لایهی داخلی قوطیهای کنسرو و بسیاری مواد دیگر که در زندگی روزمره به کار میروند وجود دارند همه جزو �چاقیزاها� (Obesogenes) میباشند[۶۸]. بسیاری از سموم شیمیایی که برای دفع آفات نباتی بکار میروند نیز جزو چاقیزاها هستند. قابل ذکر است که تجمع سموم دفع آفات نباتی بعلت تجمع آنان در بافت چربی در مواد حیوانی بیش از مواد گیاهی است. برخی از چاقیزاها مستقیماً سرطانزا نبوده اما بادرگیرنمودن سیستم ایمنی بدن قدرت سمزدایی و توان مبارزهی بدن با بیماری را کاهش میدهند. ذکر این مسئله قابل اهمیت است که بسیاری از مواد محیطی زندگی روزمرهی ما قابلیت سرطانزایی دارند و برای اشخاصی که مبتلا به سرطان هستند توجه به حذف آنان تا حد امکان از محیط زندگی از اهمیت ویژه برخوردار است. موکتهای سنتز شده، فرشهای ماشینی، انواع مبلمان منزل، لامپهای فلورسنت، میدانهای الکترومگنتیک ایجاد شده از کابلهای برق وسایل الکتریکی، مایکروویو (میکروفرها)، کامپیوترها و تلفنهای همراه و برجهای دریافت کنندهی امواج همگی را در ایجاد انواع سرطانها دخیل دانستهاند. البسهای که از الیاف غیرطبیعیِ سنتز شده تهیه گردیده و با رنگهای شیمیایی رنگآمیزی گردیده میتواند برای بدن سمی باشد. محصولات طبیعی مانند پنبه اگر بصورت ارگانیک (در پروسهی تولید آن از سموم شیمیایی استفاده نگردیده باشد) کشت داده نشده باشد متأسفانه امروز بدلیل کشت بصورت کشاورزی صنعتی یکی از سمیترین مواد برای تهیهی لباس است. الیاف طبیعی مانند کنف، الیاف گیاه شاهدانه از بهترین و سالمترین الیاف برای پوشاک میباشند. صابونها، مواد شستشوی البسه و ظروف، و موادی که برای نظافت شخصی یا نظافت خانه بکار میروند باید بدون عطر و رنگ بوده Biodegradable باشند. چرا که کلیهی این محصولات اگر بصورت شیمیایی تهیه شده باشند دارای دیوکسینها (Dioxins)، و (PCBs (Polychlorinated bi pheayls هستند که خاصیت سرطانزایی و ایجاد اختلالات هورمونی در بدن دارند. جیوه، آرسنیک و سایر فلزات سنگین که به دلیل تخلیهی پسماندههای کارخانجات به میزان فراوان در آب دریاها وجود دارند توسط کلیهی محصولات دریایی از قبیل ماهی، خرچنگ، میگو، و امثالهم همراه غذا وارد بدن انسان میشوند، پس از مصرف مواد دریایی خودداری کنید. سموم موجود در هوای آلوده و آب آشامیدنی نیز در ایجاد سرطان مؤثرند. آب چشمه، آب مقطر و آب ناشی از روش اسمزی معکوس میزان سموم را تا حدود صفر تقلیل میدهند. برای استفاده از هوای سا

برچسب: نویسنده: هستی زارعی تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 17:12

صفحه بندی